قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

693

تاريخ الفي ( فارسى )

و از جان خود بترس و از اهل شام برحذر باش . بايد كه آنچه من از تو در حقّ يزيد شنيدم ايشان نشنوند كه با تو و پدر تو در مقام عداوت‌اند . امام حسين ، عليه السّلام ، از پيش معاويه بيرون رفت . پس معاويه عبد الرحمن بن ابى بكر را طلب داشت و چون عبد الرحمن حاضر شد پيش از آنكه معاويه سخن گويد ، گفت : ما مهم تو را به خداى تعالى حواله كرديم . ما به اغواى تو بيعت نخواهيم كرد . مهم خلافت را باز به شورى بايد گذاشت . معاويه گفت : من سفاهت تو را مىدانم . آنچه در حقّ تو انديشيده‌ام زود باشد كه مشاهده كنى . عبد الرحمن گفت : خداى تعالى ترا در دنيا و آخرت بگيرد و عقوبت كند . معاويه دست به دعا برداشت و گفت : خدايا مهم اين شخص از من كفايت كن . آنگاه گفت : اى عبد الرحمن بر خود ببخشاى و از شاميان برحذر باش . عبد الرحمن گفت : ما به غير [ 94 الف ] از خدا از هيچ‌كس نمىترسيم . دست از ما بدار و ما را به خانهء خود بگذار و بر بيعت يزيد خمّار فاسق تكليف مكن . اين سخن بگفت و از روى اعراض از پيش او برخاست . بعد از آن معاويه عبد اللّه عمر را طلب داشت و گفت : من دانسته‌ام كه تو فرقت و مخالفت را دوست نمىدارى و پيوسته طالب عافيت و سلامتى مىخواهى كه روزى به شب و شبى به روز رسانى و در تحت اوامر و نواهى حاكمى داخل نباشى . وظيفه آنكه همين شيوه مرعى دارى و گرد خلاف نگردى و در افساد ذات البين سعى ننمايى ، كه مردم با يزيد بيعت كردند و مهم او انساق و انتظام پذيرفته . عبد اللّه گفت : خلفاى ما تقدّم پسران داشته‌اند فاضلتر و پرهيزكارتر از پسر تو و هيچ‌كس از ايشان رقم خلافت بر پسر خود نكشيدند ، مع ذلك من نمىخواهم كه در هدم قواعد بيعت مسلمانان كوشم . اگر عامهء خلايق بر حكومت و خلافت پسر تو اتّفاق كنند من هم يكى از ايشان . معاويه گفت : سخن سنجيده گفتى . بسعادت و ملازمت بازگرد ، امّا از شاميان برحذر باش . بعد از رفتن عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن زبير را طلب داشت . چون چشم معاويه بر وى افتاد گفت : اين روباهى است كه هرراه سوراخ كه بر وى بندند از راه ديگر سر بيرون كند . بعد از آن گفت : اى پسر زبير بر جان خود بترس و گرد خلاف و شقايق مگرد و بدان كه خلافت بر يزيد قرار گرفته و كارى اتمام و انتظام يافته در شكست او نبايد كوشيد كه مثمر پشيمانى و ندامت خواهد بود . ابن زبير گفت : در ضميرم مخالفت اهل اسلام نيست ، امّا تو بايد كه مؤسس مبانى فتنه نباشى و اين كار به شورى حواله نمايى . اگر از حكومت ملول شده‌اى دست از آن بازدار و به پسر خود مده ، كه خلافت رسول اللّه امرى خطير است و در روز قيامت تو را سؤال خواهند كرد كه